همیشه یه لباس مشکی تنشونه از دود. با شاخه های نامرتبی که نشون می ده برای کسی ظاهرشون اهمیت نداره.
مثل یه آدمی که پاش رو غل و زنجیر کرده باشن و محکومش کرده باشن تا ابد یه جا واسته.
اینا هم قربانین. مثل ما و خیلی های دیگه. قربانی تهران و ترافیکش. تهران و دود و دمش. تهران و آلودگیهای گوناگونش.
یه مدته بدجور دلم خواسته از تهران کوچ کنم. کاش می شد ولی خودم بهتر از هرکسی می دونم که نمی شه. تمام زندگیم اینجاست. کارم و خانوادم.
نمی دونم چرا احساس می کنم شباهت عجیبی دارم به این درختا.
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
ماه رمضان امسال رو هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.
اول بگم کمتر از نیمی از اون رو موفق شدم روزه بگیرم. ولی بهرحال خدا رو شکر.
دلم شکسته بود و فکر می کنم شاید توفیق داشتم رمضان رو بهتر درک کنم.
هیچ سالی مثل امسال متوسل نشده بودم. یه حاجت خیلی بزرگ داشتم. از خدا آرامش خواستم.
توسل کردم و توکل. تازه فهمیدم چقدر ایمانم ضعیفه وگرنه انقدر راحت در برابر سختی ها آشفته نمی شدم.
بهرحال توسلاتم جواب داد. به آرامش رسیدم. هرچقدر خدا رو شکر کنم بازم کمه.
ایکاش خدا رو درک می کردیم. ایکاش می خواستیم خدا رو درک کنیم. فقط کافی بود بخواهیم خدا رو حس کنیم. خدا خیلی به ما نزدیکتر از اونی هست که فکرش رو می کنیم. ولی نمی دونم چرا انقدر زود ازش غافل می شیم. چرا انقدر در سختی ها بی تاب می شیم. خیلی بی تاب شدم. خیلی از دست خدا عصبانی شدم.
ولی اون به دل نگرفت. یه چیزی رو ازم گرفت و یه چیز دیگه داد. ارامشی رو تجربه کردم که تا حالا ازش بی بهره بودم. تازه قدر ارامش رو فهمیدم.
ازش می خوام حالا که ماه رحمت و برکتش تموم شده بازم بهم کمک کنه در هر لحظه و هر ساعت که به یادش باشم که بدونم اون همه جا هست اگه من درکش نمی کنم مشکل از منه.
واقعا خدای خیلی مهربونی داریم. در این ماه رمضان ارحم الراحمین بودن خدا رو با تمام وجودم درک کردم.
امتحان خیلی سختی بود می دونم من سربلند بیرون نیومدم ولی اون بازم بهم کمک کرد. اولین بار در تمام عمرم فهمیدم وقتی می گن ماه رمضان ماه رحمت و برکت هست یعنی چی.
الان دعام اینه خدایا آرامشی رو که به من دادی ازم نگیر. خدایا بهم کمک کن هر لحظه به یادت باشم نه اینکه تو رو فقط در سختی ها یاد کنم. خدایا کمکم کن تا باور داشته باشم تو هر لحظه در کنار بنده هات هستی و همیشه هواشون رو داری.
پ.ن. خدایا اگه امتحان می کنی امتحانی باشی که در توان و طاقت من باشه تا ازش سربلند بیرون بیام.
آمین.
پ.ن۱: ماجرایی که برام قبل از ماه رمضان امسال پیش آمد واقعه ای بود که بهم کمک کرد خیلی چیزهای دیگه رو درک کنم. حالا می فهمم خدا خواسته کمی از دنیا جدا شم و به اون توجه کنم.


