یادی از گذشته 9
اول از همه جواب رویای نیمه شب عزیز رو بدم.
من خودم تا حالا به تاریخ آپ دقت نکرده بودم. من این داستان رو هر دفعه وقت می کردم می نوشتم و ثبت موقت می کردم. بعد از یه مدتی می آپیدم. ولی ظاهرا به تاریخ ثبت موقتش آپ شده. موضوع اینه
دوم اینکه آخر داستان رو می ذارم به احترام راما جون و سایر دوستانی که مشتاقن آخرش رو بخونن
البته امیدوارم زیاد ناراحت نشین.
ادامه
گفت نمی دونم ولی وقتی از جلوش رد شدم و پیچیدم توی کوچه پشتی (خونه ماها چندتا راه داشت برای اینکه بریم توی محل و یکیش کوچه پشتی بود که از خیابان نمی رفتی و معمولا خلوت بود) دنبالم راه افتاد.
به خدا نازی صدای نفس هاش رو کنار گوشم حس می کردم. با قدم های نامطمئن پشت سرم می اومد و یه بسته قرص توی دستش داشت که مرتب فشار می داد.
پرسیدم چیکار کردی؟ گفت هیچی داشتم می مردم از استرس. خون توی صورتم دویده بود. یه نیم نگاهی به پشت سرم انداختم ولی نتونستم واستم و راهم رو گرفتم و برگشتم. (جفتشون پاستوریزه بودن بچه هامون
)
بهش گفتم تو مگه مرض داری خوب نامه می نویسی پاش واستا. وامیستادی بببینی چی می گه بهت!
گفت نه به جون تو داشتم می مردم. سریع برگشتم.
بهرحال آقای اخمو فهمید شیما نامه نوشته واسش. ولی از اون به بعد فقط نگاش می کرد و همین.
فکر کنم دو سه هفته ای گذشته بود و اول ماه صفر بود.
یه روز شیما اومد در خونمون. وقتی درو باز کردم پرید توی بغلم در حالی که زار می زد.
اشک می ریخت و با هق هق می گفت نحسی صفر منو گرفت. (اعتقاداتی وجود داره مبنی بر اینکه ماه صفر نحسه)
به زور آرومش کردم و ماجرا رو ازش پرسیدم. معلوم شد وقتی داشته از خرید برمی گشته یکی از دوستان یا نمی دونم داداش اون پسر از خود راضی برگشته با تمسخر به بقیه گفته: این همون دختر ج... هستا.
فکر کنم بزرگترین ضربه زندگی شیما بعد از فوت پدرش این موضوع بود. از اون یارو متنفر بودم، بیشتر از قبل هم متنفر شدم.
شیما داغون شد. مدتها خودش نبود و اصلا به هیچ وجه توی محل پیداش نمی شد. عشقش زیرپا گذاشته شد و غرورش له شد اونم توسط یه عده آشغال که خودشون رو آدم فرض می کردن.
ولی بعد از اون دیگه اسمی از اون پسر نیاورد.
همیشه می گفت آرزوم اینه یه روزی ازدواج کنم و خوشبخت بشم و با غرور تمام بیام از جلوی این عوضی رد بشم و نگاهش هم نکنم.
ادامه دارد
جوجو دختريه كه به دليل بيماري اي كه ناخواسته گريبانگيرش شد وارد دنيايي شد كاملا متفاوت.