خیلی خیلی مسخره است

که وجودت پر باشه از هزارتا غم ناگفتنی

که یه زمانی دلت خوش بوده حداقل توی بلاگت می تونی بیانشون کنی

ولی حالا

می دونی اینجا هم نمی شه حرفای نگو ات رو بیان کنی

چون خیلی ها ناگفتنی هایی رو که گفته شدن

اونم به سختی

بد تعبیر می کنن و بر اساس تعبیر خودشون قضاوت می کنن و بر اساس قضاوت خودشون حکم می دن و خیلی لطف کنن نصیحتت می کنن

و تنها چیزی که تو

در این شرایط بهش نیاز نداری و ازش فراری هستی و برات مشمئز کننده است

قضاوت شدن

و نصیحته

شاید یه وقت دلت بخواد فقط یه چیزی رو بگی که سبک شی

ولی اینم دیگه نمی شه

خسته شدم از خود سانسوری در دنیای واقعی و متاسفانه در دنیای مجازی

به خدا کم آوردم از بس حرفام رو نزدم یا جور دیگه بیان کردم

وبلاگی که به درد تخلیه عواطف و احساسات منفی تو نخوره

آخه به چه درد می خوره؟؟؟؟