ورود آقایان ممنوع
دیروز رفتم جهاد دانشگاهی و واسه ترم بعد کلاس ویراستاری اسم نوشتم.
یه چند روز هم یه شغل دوم پیدا کرده بودم که عصرها می رفتم ولی این یکیو دیگه واقعا کم آوردم و انصراف دادم
بهرحال موقع برگشتن از بلوار کشاورز پیاده اومدم ولیعصر و واسه خودم مغازه ها رو دید می زدم تا رسیدم به سینما قدس
فکر می کردم چون شهادته سینما تعطیل باشه ولی دیدم ملت بدو بدو دارن بلیط می خرن و میرن داخل سینما و به هم می گن زود باش فیلم شروع شده ها
نگاه کردم دیدم فیلم ورود آقایان ممنوعه که می خواستم ببینم و همت نمی کردم برم
آخه تنها بودم و دوست داشتم با یکی برم ولی بچه های خواهرام همه مشغله دار شدن واسه من
هیچی دیگه در یه اقدام انتحاری بلیط خریدم و تنها رفتم داخل سینما
چون دیر رسیده بودیم باید می رفتیم بالکن.
بالکن چی بگم هرچی می رفتم بالا نمی رسیدم. پاهام بی حس شده بود و نفسم هم بالا نمی اومد
ولی نمی خواستم کم بیارم با سلام و صلوات رفتم بالاخره
یه پله نوردی حسابی کردم.
به هر حال رسیدم و یه صندلی خالی همون جلو بهم دادن که خدا رو شکر کانال کولر درست بالای سرم بود و حسابی حالم رو جا اورد
فیلم خیلی خیلی قشنگ بود. از اول تا اخر به هر بهونه ای همه خندیدن و دست زدن و سوت زدن
فضای شاد رو دوست داشتم و حقیقتا لذت بردم
بهتون توصیه می کنم اگه می خواید بعد از مدتها بخندید و به آرامش روحی برسید حتما برید فیلم رو ببینید.
پ.ن: مملکت گل و بلبلی داریم. می ریزن تو محل و بشقا بهای م اه وار ه رو یا برمی دارن می برن یا می شکنن و ملت رو مجبور می کنن ما ه وا ره ه اشون رو جمع کنن و می گن بد آموزی داره. توی شادی هم تلویزیون روضه می ذاره. بعد روز شهادت یه فیلم دو ساعت خنده رو سینماشون خیلی راحت نشون می ده و ملت هم آی سر و دست می شکنن براش. جم هوری ا سلام ی داریم آخه![]()
پ.ن": روز مبعث پیامبر گرامی اسلام رو تبریک و تهنیت می گم خدمت همه دوستان.![]()
فقط ایکاش به جای پنج شنبه چهارشنبه بود که ما تعطیل می شدیم و حالش رو می بردیم. حیف
جوجو دختريه كه به دليل بيماري اي كه ناخواسته گريبانگيرش شد وارد دنيايي شد كاملا متفاوت.